تولد همسری
به نام خدا امروز 20 تیر سال 92 تولد همسر عزیزم بود همسرم عشقم عزیزم و به قول بعضی ها سلطانم با تمام وجود تولدت رو من و مانی کوچولو به تو همسر نازنینم و پدر مهربان تبریک میگیم و با تمام وجود از خدا میخوایم همیشه سالم و سلامت باشی عزیزم همسر عزیز امیدوارم همیشه و همیشه همینطور زندگیمون پر از شادی و نشاط باشه و سرشار از عشق و محبت عزیز دلم دوستت دارم با تمام وجودم ...
نویسنده :
مامان مانی
14:21
رمضان
به نام خدا دستهای خالیمان دخیل دلهای پاکتان................ ما را در این ماه رمضان نه به بهای لیاقت بلکه به رسم رفاقت دعا کنید ...
نویسنده :
مامان مانی
14:21
مهمون ما
به نام خدا الان تقریبا یک هفته است که مهمون داریم و مهمون عزیزمون آبجی گلمه اومده تا ما رو از تنهایی در بیاره مخصوصا به مانی چون دیگه تنها نیست و به جز مامانی یه هم بازی دیگه هم داره این یک هفته واقعا به ما خوش گذشت بعدا میام و همه خاطرات رو براتون مینویسم ...
نویسنده :
مامان مانی
14:21
همدردیهای پسرم
به نام خدا انگار که میدونه ناراحتم،میدونه حالم خوب نیست میاد کنارم و میگه ماما،نگاش میکنم و میگم جان ماما. بهم لبخند میزنه میاد سمتم. ...
نویسنده :
مامان مانی
14:21
چند تا عکس از جوجوی من
مانی من
به نام خدا این روزها یاد گرفتی که تند و تند مرا ببوسی این روزها ناز کردن و ناز کشیدن و نوازش کردن را خوب یاد گرفته ای فرزندم این روزها وقتی چیزی را میخواهی و به تو میدهم میگویی:میسی(مرسی) با دیدن گل میگویی:گوهل(گل) میروی سمت یخچال و میگویی:اگوور(انگور) و من برایت انگور میاورم عاشق بستنی هستی این روزها بعد از بیدار شدن از خواب بعد از ظهرت میایی سمتم و نونوش(رول شکلات) میخوایی برای خودت در اتاقت کتابت را باز میکنی و با انگشت کوچکت عکسها را نشان میدهی و برای خودت قصه میگویی وقتی غصه دارم میفهمی و مرا میبوسی و به رویم لبخند میزنی ومن دیگر غصه ای ندارم پسرکم،عمرم،حاصل عشقم ...
نویسنده :
مامان مانی
14:21


